ثمین و راه حل تازه
دوروزه که دالم دستهامو میبلم جلو وبعد پاهام،وبعدش هم یه شیرجه به طرف جلو.مامانی میگه عین کرم میلم.اینجولی:
این اتفاق مهم وقتی رخ داد که مامانی نصف شب هوس انار خوردن کرد.وقتی که با یه کارد سفید داشت انار رو چهار قاچ میکرد،برق کارد منو به طرف خودش جذب کرد
و من ناخوداگاه به طرف اون یفتم.یه کم که یفتم خودمم کلی ذوق کردم ،بیشتر از مامانم اینا!با خودم گفتم:"عجب!پس بجز غلط زدن،راههای دیگه ای هم بلای رسیدن به هدف هست"
نمیدونم چلا هر وقت که بهش میلسیدم، تا میخاستم کارد رو بلدالم،بشقابه هی فرار میکرد وعقبتر میرفت؟!
نصف سالن رو تلاش کلدم و یفتم اما دیگه خسته شدم و بی خیال شدم!
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ثمین و راه حل تازه
