ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثمین و راه حل تازه

1390/7/25 16:36
نویسنده : مامانی
919 بازدید
اشتراک گذاری

دوروزه که دالم دستهامو میبلم جلو وبعد پاهام،وبعدش هم یه شیرجه به طرف جلو.مامانی میگه عین کرم میلم.اینجولی: این اتفاق مهم وقتی رخ داد که مامانی نصف شب هوس انار خوردن کرد.وقتی که با یه کارد سفید داشت انار رو چهار قاچ میکرد،برق کارد منو به طرف خودش جذب کردniniweblog.com و من ناخوداگاه به طرف اون یفتم.یه کم که یفتم خودمم کلی ذوق کردم ،بیشتر از مامانم اینا!با خودم گفتم:"عجب!پس بجز غلط زدن،راههای دیگه ای هم بلای رسیدن به هدف هست"niniweblog.comنمیدونم چلا هر وقت که بهش میلسیدم، تا میخاستم کارد رو بلدالم،بشقابه هی فرار میکرد وعقبتر میرفت؟!niniweblog.comنصف سالن رو تلاش کلدم و یفتم اما دیگه خسته شدم و بی خیال شدم!niniweblog.com

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (17)

خاله محبوبه
26 مهر 90 0:00
qorfunet belam khale 2 rooz dge qadam mizani khiyalet lahat
خاله محبوبه
26 مهر 90 0:05
لوووووووووووووووووونننننننم قربون اون پاهای کوچمولوت بلم الهی خااله
مامان سارينا
26 مهر 90 1:12
ايشاءا... راه رفتنت خاله جون.
مامان زینب
26 مهر 90 8:14
ثمین جان داری مار تو استینت پرورش میدی اون راه رفتن بشقاب و کارد هم فقط کار همین مامانته و هیچ...واستا بزرگ تر که شدی به حرفم میرسی


بهبخشیییییییید!ای که گفتی یعنییییییی چههههههه؟!
مامان امیرمسعود (خپول)
26 مهر 90 9:44
آخه شیطون بلا اگه بشقاب حرکت نکنه که به خودت آسیب می رسونی.
مامان آریان جون
26 مهر 90 11:05
جیگر خاله.افرین که راههای جدید کشف میکنی عروسک خاله
خاله مهتاب
26 مهر 90 12:47
هیییییییییییییییییییییییییی خاله مامانی لو گاس بگیل تا دیگه بشخابه فلال نکنه زندگــــــــــــــــــــــــــــی
mamani helena
26 مهر 90 14:00
salam azizam khale joon afarin be pishraftet pishe ma ham biyayd
مامان اسراواسما
27 مهر 90 0:06
سلام خانمی خسته نباشی!ممنونم که به ما سرزدین.راستش منم میخواستم بیام وبتون ولی آدرستون اشکال داشت نتونستم .الانم تو وب یکی از دوستام بودم تادیدم اسم دخترای گلتون تو لینکها هستش با اجازه پریدم تو.دخترات خیلی نازن خدا حفظشون کنهاگه با تبادل لینک موافقی بهم خبر بده
مامان سارا
27 مهر 90 7:51
سلام عزيزم
نميدونين چقدر خوشحال شدم تو نظرام بالاخره يه همشهري پيدا شده.
منم خيلي خوشحالم ميشم بيشتر باهاتون آشنا بشم
با اجازتون شما رو لينك كردم
ماشاله دخملهاي خيلي نازي دارين . خدا براتون نگهشون داره . قربوووووووون اون چشاشون برم كه خيلي نازه . اسپند دود كن نگي چشم شور بوداااااااااا




منم همینطور امیدوارم دوستای خوبی برا هم باشیم
مامان اسراواسما
27 مهر 90 8:16
سلام !برا ی من افتخاره دوست خوبی چون شما به جمع دوستای گلم اضافه شد


متشکرم.برای منم باعث افتخاره
عسل اشیانه عشق
27 مهر 90 9:54
ماشالله دخترات واقعا خوشگلن.
خدا حفظشون کنه.


مرسی.انگار ادرستون رو اشتباه زدین.نتونستم پیدات کنم عزیز
دایی مهدی
27 مهر 90 15:55
کسون دایی چه بزرگ شدی جونم
بیام پیشت حتما گااااااااازت میگیــــــــــــــــــرررررررررم


سلام دائی جونم.حالا کجاشو دیدی!اگه شیرین کاریهامو ببینیکه دیگه درسته قورتم میدی
نیومدی ببینیمت دائی بددددددددد.دلمون برات تنگیده خب!
مامان دینا
27 مهر 90 17:08
سلام
حال و احوالتون ؟ خوشحالم از آشنایی باهاتون. دخترا هم هزارماشالله خیلی خوشگلند.


ما هم خوشحالتریم که همشهری پیدا کردیم
مامان دینا
27 مهر 90 18:58
خیلی نازن کوچولوهاتون.هزار ماشالله.
ممنون از حضور گرمتون مامانی مهربون.


خواهش میکنم
عمه نرگس
30 مهر 90 15:33
اسیسم!!!!!! حالا دیگه مرد میدون مسابقه شدی و مامان باید دنبالت بدوه!!!
مامان پارسا جون
3 آبان 90 17:46
چه دخترهای گلی
اسمهاشونم خیلی قشنگه
حتما مامان خیلی گلی هم دارن
لینکتون میکنم خانومی


ممنون که سر زدین.لطف دارین عزیز